محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
327
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( لا يحسب العلم في شيء ممّا أنكره ) جهالت و نادانى برايش آراسته شده است و تصور مىكند كه از همه چيز آگاهى دارد و آن چه را نمىداند ، خارج از دايره علم است . ( و لا يرى أنّ من وراء ما بلغ مذهبا لغيره ) چنين مىپندارند همه دانشمندان بىتجربه و ناآگاهند و امامان ، آرا و مذاهبى ندارند و پيشرفتى در علوم صورت نمىگيرد . . . و هيچ چيزى جز عقل و فهم آنان معتبر نيست . امام على عليه السّلام چندشآورترين گونه جاهلان را به نمايش گذاشت و شايد برخى آن را تا حدى مبالغهآميز بدانند ؛ لكن آن چه امام عليه السّلام ترسيم كرد ، عين واقعيت است و با كمى تتبع و پيگيرى مىتوان اين صفات را در بسيارى يافت . ( و إن أظلم عليه أمر اكتتم به ) اگر به مسألهاى آگاهى نداشته باشد ، نادانى خود را پنهان مىكند . ( لما يعلم من جهل نفسه ) و با اين حال به دانش و معرفت تظاهر مىكند تا از نادانان خوانده نشود . ( تصرخ من جور قضائه الدّماء ) خونهايى كه دربارهشان حكم كرده است ، با زبان حال خود بيان مىكنند كه به ناحق و ستم ريخته شدهاند . ( و تعجّ منه المواريث ) فرياد وارثان از احكام خلاف شرع او بلند است . ( إلى اللّه أشكو من معشر يعيشون جهّالا و يموتون ضلّالا ) زندگى با جهالت و تظاهر به علم ، مرگ در فساد و گمراهى است و فراتر از اين زندگى يا در حقيقت مردگى ، چيزى جز دوزخ و دشواريهاى آن نيست . ( ليس فيهم سلعة أبور من الكتاب إذا تلي حقّ تلاوته ) منظور از تلاوت در اين جا ، معرفت درست و تفسير صحيح از آيات قرآن است و معناى سخن امام عليه السّلام آن است كه اگر قرآن به درستى و بر خلاف ميل آنان تفسير شود ، از آن روى برگردانده و عناد مىورزند . ( و لا سلعة أنفق بيعا و لا أغلى ثمنا من الكتاب إذا حرّف عن مواضعه ) دين در نظر آنان تنها مصلحتانديشى است و